پنجشنبه, ۰۱ مرداد ۱۳۹۴
۱۱:۵۲
۴۴

دغدغه داشتن را لازمه فیلم سازی در حوزه مسایل اجتماعی می داند. فقدان حمایت از فیلم سازی در زمینه آسیب اجتماعی اعتیاد، را از نقاط ضعف سازمان های مرتبط با امر مبارزه با مواد مخدر در زمینه برنامه های فرهنگی می داند. برای نقش آفرینی در فیلم های سینمایی و تلویزیونی مرتبط با اعتیاد، بسیار تحقیق کرده است و به کمپ های ترک اعتیاد رفته تا خودش را با کاراکتری که قرار است بازی کند، منطبق سازد و به گفته بیشتر منتقدان و صاحب نظران سینمایی توانسته است به نحوی مطلوب و حتی فراتر از مطلوب بر نقش مسلط شود و تاثیر گذاری اثر را در میان مخاطبان چندین برابر کند. او که از جمله کسانی است که ایفای نقش منطبق با واقعیت و ملموس بودن آن برای بیننده را جزو ارکان اصلی زندگی حرفه ای اش قرار داده، کسی نیست جز "فرهاد اصلانی" که تاریخ سینما و تلویزیون از نقش آفرینی های برجسته او پر خاطره است. در ادامه حاصل گفت و گوی ما را با "فرهاد اصلانی" میخوانید:
آقای اصلانی، شما از معدود بازیگرانی هستید که تا به حال چندین بار در آثاری که به موضوع اعتیاد مربوط بوده، حضور داشتهاید. به نظر شما اینگونه کارها در حوزه فرهنگ و هنر، چه تاثیری بر روند مبارزه با مواد مخدر داشته است؟
من تاکنون در 4 کار که مشخصا مربوط به اعتیاد بوده است، حضور داشتهام. فیلمهایی نظیر "شاخ به شاخ"، "به خاطر پونه"، "عصر یخبندان" و یک کار به سفارش سازمان بهزیستی که در آن هم مجری بودم و هم بازیگر. در پی اکران و پخش این فیلمها توانستهام آثار آنها را به خوبی حس کنم. میتوانم بگویم اثرش روی مخاطب فوق العاده بوده است. این حاکی از این امر است که کار در زمینههای هنری و سینمایی میتواند تاثیر گذاری بالایی بر مخاطب داشته باشد اما چه سود که در هیچ کدام از این کارهایی که تا به حال انجام داده ام، هیچ حمایتی از سازندگان این فیلم ها نشده است. میتوان گفت کار در این زمینه به نوعی خودجوش است؛ یعنی مگر اینکه خود فیلم ساز، دغدغه کار در حوزه آسیبهای اجتماعی را داشته باشد تا با انگیزه کمک به جامعه و ادای دین به مخاطبانش به این کار دست بزند؛ وگرنه سرمایهگذاری و اسپانسرینگ در این زمینه صورت نمیپذیرد و از آنها برای ساخت آثاری فاخر در زمینه اعتیاد حمایتی نمیشود. در کل در این زمینه متولی درستی وجود نداشته است.
نظر شما درباره طرحی که دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر مبنی بر کاربرد رویکردی اجتماعی به معضل اعتیاد مطرح کردهاند، چیست؟
این طرح به نظر بسیار مناسب مینماید به شرط آنکه سایر نهادها و سازمانهایی که متولی امور اجتماعی هستند نیز در این راه با ایشان همراهی و همکاری کنند. در غیر این صورت این طرح نیز مانند خیلی کارهای دیگری که ایشان تمایل به اجرای آن داشتند و با مخالفت و هجمه سنگین برخی از مسولان مواجه شدند و کلا از انجام آن منصرف گردیدند، عاقبت خوبی نخواهد داشت. تنها کسی که می خواست بخشی از حقایق نهانی اعتیاد در خصوص گردش اموال ناشی از ترانزیت مواد مخدر در بدنه قدرت حتی سیاست داخلی کشور خودمان را بیان کند؛ آقای وزیر کشور بود که اتفاقا در جریان فیلم "عصر یخبندان" هم با ایشان دیدار کردیم؛ اما متاسفانه با موج خروشان انتقاد نمایندگان مجلس که باید بیش از هر شخص دیگری به فکر تامین منافع مردم و رفع مشکلات رای دهندگانشان باشند، مواجه شد و ایشان را وادار کردند که حرفش را پس بگیرد.
به نظر شما اگر این اتفاق می افتاد و زمینه برای ارائه آمار و اطلاعات درست و روشن وجود داشت، تاثیری هم در مقوله مبارزه با اعتیاد و کاهش آسیب های ناشی از آن در بدنه اجتماع می گذاشت؟
البته که تاثیر داشت. سالهای سال گذشت تا ما بتوانیم وجود خود پدیده اعتیاد را بپذیریم و از آن تحت عنوان بیماری یاد کنیم. متاسفانه پنهان کاری و تلاش برای مخفی نگه داشتن مشکلات و مصائب در تمام حوزه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، خانوادگی و غیره؛ جزیی از سیاست اداره کشورهاست. تمام جوامع سعی دارند ظاهر مناسب تری از خود در سطح بین الملل نشان دهند؛ اما دست کم در میان خودشان، با خودشان صادق هستند و زمانی هم که دستشان به واسطه سرعت بالای جریان اطلاعات در عصر جدید، برای دیگران رو می شود،آن را می پذیرند و به دنبال یافتن راه حل برای رفع مشکل می روند. در حالی که در کشور ما به واسطه فرهنگ و مذهب و عرف اجتماعی نادرستی که به غلط آن را به همین پارامترها نسبت می دهیم، بیش از سایر جوامع به مخفی کاری مشغولیم. مسولان باید از خودشان بپرسند که در تمام این سالها مخفی کاری به نفعشان بوده است؟ اگر از لاک دفاعی بیرون بیاییم و هر کس مسئولیت کاری که به او محول شده را بپذیرد، چه شایسته تقدیر باشد یا توبیخ، اوضاع بهتر از این خواهد شد. تا زمانی که خودمان را مسئول کم کاری ها و یا کارهای نسنجیده خود ندانیم، راهی برای پیشرفت نخواهیم داشت.
گفتید که در فیلم هایی که تا به حال کار کرده اید، 4 اثر مربوط به اعتیاد بوده است. برای اینکه بیشتر به کاراکتر مورد نظر برسید، چه کردید؟
بله. به جز فیلم "عصر یخبندان" که نقش مردی را بازی می کردم که همسرش معتاد بود، در فیلم "شاخ به شاخ" نقش معتادی را بازی می کردم که تازه از مرکز ترک به خانه باز گشته؛ اما وسوسه استعمال دوباره مواد، مثل خوره روح و روان او را می آزارد. این فرد از طبقه متوسط و رو به پایین جامعه بود که حتی در معرض کارتون خوابی قرار داشت. در فیلم "به خاطر پونه" نقش معتادی را بازی می کردم که استطاعت مالی داشت و از قشر مرفه و تحصیل کرده جامعه بود؛ اما او نیز در معرض مخاطرات لاعلاج اعتیاد قرار داشت. برای اینکه بتوانم خود را بهتر و بیشتر به شخصیت این کاراکترها برسانم دست به مطالعات بسیاری زدم؛ در عین حال به مراکز ترک اعتیاد و کمپ های معتادان رفتم تا از نزیک با مراحل مختلف این بیماری مهلک آشنا شوم. در این مسیر هم با حقایق دردناکی مواجه شدم که بسیار در من اثر گذاشت و تلاش مرا برای ایفای هرچه واقعی تر و ملموس تر این نقش ها دو چندان کرد.
و این حقایق چه بودند؟
بیتوجهی به این مراکز هم باعث می شود بسیاری افراد سودجو دست به تاسیس مراکز غیر مجازی بزنند که مشکلات دیگری برای کسانی که عزمشان را برای ترک جزم می کنند ایجاد کرده و آنها را با سرخوردگی مواجه می کنند. البته در میان تمام راههایی که تا به حال انجام شده؛ باید قبول کرد که کار کمپ های ترک و بازتوانی، بسیار موثر بوده است و باید این مراکز را مورد حمایت بیشتری قرار داد. وقتی پای صحبت معتادانی که در مراکز مختلف می دیدم، مینشستم، دلسردی بسیاری از آنها از ترک و ناامیدیشان از بازگشت بی مشکل به جامعه برایم نمایان می شد. تمامشان نیاز به حمایت ارگانهای مختلف را طلب می کردند و نگاهشان به دیگران به گونه ای بود که انگار آنها در مملکتی دیگر زندگی می کنند و ما در مملکتی دیگر و هیچ توجهی از سمت مسئولان و مردم به آنها نمی شود. باید ساز و کار مناسب برای نظارت هر چه بیشتر بر این مراکز در نظر گرفته شود. مسولین هم تلاش کنند خارج از تمام وعده هایی که می دهند، فضای جامعه را برای بازگشت کامل این افراد به دامن خانواده هاشان و زندگی سالم، مهیا کنند. اینکه بگوییم برای این افراد مشاغلی در نظر گرفته ایم و بعد نظارتی بر ادامه کسب درآمد آنها و استمرار تامین معاش حداقلی آنها نداشته باشیم که نشد کار. بسیاری از معتادان بهبود یافته ای را دیدم که مدتها پس از ترک اولیه و رفتن سرکارهایی که کارفرما به واسطه استفاده از این افراد برای کسب امتیازاتی نظیر وام کارآفرینی به جایی رسیده بودند و بعد از چند ماه کسب درآمد بالا، آنها را از کار بیکار کرده بودند و به دنبال این بیکاری، مشکلات تامین معاش خانواده، دوباره آنها را به سمت مصرف مواد کشانده بود.
گفتید در "عصر یخبندان" نقش کسی را ایفا کردید که زنش معتاد است، به نظر شما بین آسیب های ناشی از اعتیاد زنان و مردان میتوان تفاوتی قائل شد؟ اعتیاد یک زن پر مخاطره تر است یا اعتیاد یک مرد؟
فرقی نمی کند. در هر صورت زن یا مرد علاوه بر اینکه جزیی از جامعه کلان کشور هستند، ستونی از خانواده نیز محسوب می شوند. چه فرقی می کند که در یک خانواده پدر معتاد باشد و توان تامین مالی خانواده را نداشته باشد. جلوی فرزندانش مصرف کند و در بسیاری مواقع آنها را نیز مبتلا کند. یا آنها را مجبور کند دست از تحصیل بردارند و به دنبال کار باشند تا هزینه های مصرف پدر راتامین کنند که این خود دریایی از آسیب را برای آن فرزند به دنبال دارد و کوچکترین آن، ارتکاب جرم و بزه است. یا در مواقعی که نمونه هایی از آن هم قابل مشاهده است، مرد دست به اقدامات شنیعی مثل فروش نوامیس خود برای تامین هزینه مصرف می زند که در این موارد واقعا زبان از شرح حوادث و آسیب های ناشی از آن که متحمل اعضای خانواده میشود، قاصر است. یا مثل داستان "عصر یخبندان" زن خانواده معتاد باشد و به همسرش خیانت کند و برای تامین هزینه های خود با فردی آشنا شود که خود منبع مشکلات و جرایم دیگر است. تصور کنید که فرزندان این خانواده ها، در داستانهای حقیقی که همه روزه در کشورمان در حال اکران خصوصی است، چه می کشند و چه آینده ای در انتظار آنهاست؟
کدام کار از میان این کارها دید شامل تری به موضوع اعتیاد داشته است؟
هر کدامشان در نوع خودشان و بر حسب موضوعی که داشتند نگاه شاملی به موضوع اعتیاد داشتند. "عصر یخبندان" خیلی بی پرده، ساده و قابل فهم برای تمام اقشار جامعه، چرخه ای از اعتیاد و مواد مخدر را توضیح می دهد. از جایی که فردی شروع به مصرف می کند تا جایی که به یک قاچاقچی تبدیل می شود و به دنبال مصرف کننده می گردد و سایر مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم می کند.
تاثیری که پس از اکران این کارها بر ذهن مخاطب داشته اید را چگونه ارزیابی می کنید؟
اینکه من چگونه تاثیر گذاشته ام را باید درمیان مردم و مخاطبان جستجو کرد؛ اما تاثیری که کلیت فیلم در مخاطب ایجاد کرده است، بسیار واضح بوده و برایم آنقدر ملموس بوده است که باعث شد پس از انجام کار در اولین فیلم مرتبط با موضوع اعتیاد، این انگیزه را در خودم حس کنم که علیرغم سختی ایفای این نقش ها، برای ادای دین خودم به مردم و برداشتن گامی در راه تنذیر افکار عمومی از ابتلا به این آسیب، کارهای دیگر را انجام دهم. تاثیر آنقدر عمیق بود که خواستم دوباره بخشی از پیام های پیشگیرانه ای که از طریق این کارها به مخاطب ارائه می شود، باشم.
آیا پرداختن به اینگونه موارد در سینما و تلویزیون به عنوان رسانه های فراگیرتر، باید ادامه دار باشد و یا از منظر برخی نوعی سیاه نمایی از جامعه است؟
در مورد ضرورت انجام این دست کارها برای تاثیرگذاری بیشتر و اجرای برنامه های فرهنگی و هنری در راستای مبارزه با رویکرد اجتماعی با مواد مخدر، باید بگویم که نقش رسانه در حوزه های مختلف زندگی مردم بر کسی پوشیده نیست. در حوزه سینما همانطور که گفتم حمایتی از سینماگرانی که دغدغه اجتماعیشان درونی است و نه مثل برخی دیگر سطحی و رونمایی، صورت نمیگیرد. تلویزیون هم که در کمال تعجب در عصر حاضر که عصر سرعت در شکل گیری ارتباط است و تمام دنیا در پی دست یافتن به رسانه هایی هستند که از روش هایی استفاده کنند تا به شکل گیری ارتباط دوسویه بین مخاطبان ورسانه منجر شود؛ کاملا به شیوه ای عمل می کند که در جای یک ناصح قرار گرفته و فقط به ارائه مطالبی مشغول است که اکثرا هم از دست بینندگانی که برای امرار معاش و رفع مشکلات روزمره زندگیش مجبور به دو شغله بودن هستند، می رود. بیشتر به یک مونولوگ تبدیل شده و کارایی تاثیرگذاری خود را از دست داده است. در کل مهم این است که بحث اطلاع رسانی مخدوش است و هیچ سازو کار مناسبی هم برای آن وجود ندارد.
به نظر شما چه باید کرد تا این امکانات و برنامه هایی که برای مبارزه با مواد مخدر در کشور ایجاد شده است، به ثمر بنشیند؟
در این باره باید کارشناسان کار نظر بدهند؛ اما آنچه من به عنوان کسی که بارها این موضوع را مورد توجه قرار داده ام به آن رسیده ام این است که باید از راههایی که تا به حال در پیش گرفته بودیم، درس بگیریم و اشتباهات گذشته را با راههای مناسب جدید، جبران کنیم. متاسفانه در کشور ما، برای تمام مشکلات و مسائلی که در حوزه های مختلف با سطوح مختلف، پیش می آید، یک نسخه واحد داریم و آن هم برخورد با قوه قهریه است. مثلا با همین موضوع اعتیاد چگونه برخورد می کنیم؟ معتادان، مواد فروشان و حتی آنها که به نظر معتاد می آیند را بازداشت می کنیم و در نهایت پس از اطمینان از اینکه همه شان معتادند، به زندان می اندازیمشان و فکر می کنیم که آن فرد پس از آزادی از زندان هرگز دوباره به سوی مواد نمی رود. بهتر است ابتدا هر مسئله ای را بپذیریم، مخفی کاری نکنیم تا از ترس رفتن آبرومان مثلا در میان سایر جوامع، ناگهان با آسیب هایی مواجه شویم که دیگر توان پنهان کردن آنها را نخواهیم داشت. در ادامه به شناسایی کامل موجودیت آن آسیب بپردازیم و راه حل هایی برای بهبود آن بیابیم که نه سرمایه های مالی کشور را به هدر بدهیم و نه شاهد هدر رفت سرمایه انسانیمان که چه بسا هزاران بار ارجح تر از مسایل مادیست باشیم.
سخن آخرتان دراین باره چیست؟
نباید از این نکته غافل ماند که بسیاری از نهادها و ارگانها در حوزه مبارزه با مواد مخدر و سایر آسیبهای اجتماعی درگیر هستند. عصر حاضر عصر سرعت است و اوقات فراغت رو به افزایش. باید فضای کشور را برای فعالیت های جمعی برای جوانان و خانواده ها مهیا کنیم تا بتوانند در محیطی با امنیت روانی بالا به گذراندن اوقات فراغتشان بپردازند. وقتی با برگزاری کنسرت برخورد می کنیم، حضور جوانان در جامعه را محدود به سبکی می کنیم که مطلوب خودمان است و هیچ ربطی به فضای ذهنی جوانان ندارد، از ارائه برخی اطلاعات که بخش مهمی از زندگی همه ما را تشکیل می دهد، به فرزندانمان معذوریم و آنها را در هاله ای از شرم پیچانده و لب طاقچه گذاشته ایم تا مبادا در نمایی از جامعه که با پنهان کاری ساخته ایم، خدشه ای وارد شود؛ در حالیکه اوضاع از درون رو به زوال نسل جوان گذاشته است؛ نباید انتظار داشت که حضور آنان در جوامع نا امن برای تخلیه فشارهای ناشی از هیجانات جوانیشان، به ساحلی امن برسد. هرچند که بیان این مطالب به نظر بسیاری از مردم نادرست است و اعطای این آزادی های اندک به جوانان نیز می تواند مخاطره آمیز باشد و به شان فرهنگی و مذهبی کشور صدمه بزند ولی باید تاکید کنم که مطالعه در حال سایر جوامع مسلمان همسایه و البته موافق با اندیشه ایی که ما از یک جامعه اسلامی و ایرانی داریم، می تواند راههای بسیاری را در اختیارمان بگذارد. چندی پیش برای کاری به لبنان سفر کرده بودم. جامعه ای مسلمان که از نظر ما و اعتقاداتمان هم جزو کشورهای موافق و اسلامی است. با کمال تعجب دیدم که در آنجا به واسطه همین آزادی های نسبی که به جوانانشان داده اند، کمتر از ما درگیر مسائلی مثل اعتیاد یا بزهکاری نوجوانان و جوانان هستند. در حالیکه دیدن معتادان متجاهر، کودکان و زنان خیابانی، متکدیان و افراد بی خانمان، جزیی از نمای همیشگی و معمولی کشور ما شده است. ایجاد فضاهای مناسب و منطبق با خواسته های به جای جوانان همراه با چاشنی آزادی هایی که خیلی هم از قانون و شرع ما دور نباشد، یکی از این راهکارهاست. از تمام کسانی که دستی در کارها و امور مملکتی دارند درخواست می کنم هر چه سریعتر در پی یافتن راهی برای نجات نسل جوان و آینده ساز مملکت باشند. در حال حاضر که از تمام مرزهای مورد حجوم انواع قاچاقچیان هستیم چه مواد مخدر و چه کالاهای دیگر، آتش جنگ سالهاست که در کشورهای حوزه برپاست و دودش به چشم تمام کشورهای منطقه می رود و هزاران مشکل اقتصادی و اجتماعی که از داخل گریبان مردم را گرفته است، باید به فکر چاره ای بود که امید به زندگی را در دل نسل جوان شکوفا کند.
منبع خبر: روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدر 94.05.01